على محمدى خراسانى
192
شرح رسائل (فارسى)
از آن مصلحت خواهد داشت و فرداى قيامت نصيب مكلّف مىگردد و در اين فرض ثمرهاى نيست . 2 - مكلّف از اماره متابعت نمود ولى بعد العمل و قبل خروج الوقت كشف خلاف شد در اينجا معتزلى مىگويد : همان عمل مجزى است و لا يجب الإعادة ولى ما مىگوئيم : مجزى نيست و اعاده عمل واجب است زيرا مدلول اماره يك حكم ظاهرى درست كرد مبنى بر اينكه ما آزاد و مرخص بوده و بر ترك واقع عقاب نمىشويم و حكم ظاهرى فعلى مادامى است يعنى تا زمانى ارزش دارد كه كشف خلاف نشود و ما به واقع نرسيم زيرا كه حكم ظاهرى و مدلول اماره موضوعيتى ندارد بلكه غرض اينست كه آن را به منزلهء واقع ببينيم و به اميد اينكه واقع همين است انجام دهيم حال وقتى كشف خلاف شد مكلف ملاحظه مىكند كه به واقع نرسيده و مصلحت واقع نصيب او نشده فيجب عليه الإعادة آرى در سلوك برطبق اماره اين مقدار فايده وجود دارد كه مصلحت فضيلت اول وقت را جبران مىكند و بيش از اين ارزشى ندارد بقول آقايان مصلحة السلوك به قدر السلوك كاملا ثمرهء مبناى ما و معتزله را ملاحظه كرديد . 3 - مكلف از اماره متابعت نمود و بعد العمل تا وقت باقى بود كشف خلاف نشد آرى بعد الوقت كشف خلاف شد فى المثل پس از غروب آفتاب معلوم شد كه ظهر واجب بوده نه جمعه در چنين فرض هم چون شارع به ما امر نموده كه از اماره متابعت كنيم با اينكه ما از تحصيل علم متمكن بوديم پس بايد مصلحت وقت را به ما اعطا كند و اينكه انجام عمل در اين ظرف زمانى چند درجه مصلحت داشت بايد به ما داده شود و جاى مفسدهء واقعى ترك ظهر را جبران كند ولى بعد كشف الخلاف آيا قضا واجب است يا خير ؟ مطلب روى مبانى مختلف دور مىزند : الف : بنا بر اينكه قضا تابع ادا و به همان امر اول باشد حتما قضا لازم